گل پسر من علي گل پسر من علي ، تا این لحظه: 17 سال و 3 ماه و 13 روز سن داره
محمد سبحان گلممحمد سبحان گلم، تا این لحظه: 12 سال و 3 ماه و 13 روز سن داره
مجتبی جانممجتبی جانم، تا این لحظه: 10 سال و 5 ماه و 13 روز سن داره

♥♥♥خود عشق♥♥♥

عید غدیر

خاله فاطمه شب عیدغدیر اومد دنبالمون و رفتیم جشن ... همه خیابونا جشن بود و همه جا شیر کاکایو وشربت و شیرینی توزیع میکردند . جدیدا هم از این عروسکا آوردند که علی عاشقشونه .. وای آبجی جونم الان یادم اومده تولدت مبارک . به قمری آبجی جونم ظهرعید غدیر دنیا اومده ... یه چیز جالب شوهرش علی آقا هم به شمسی روزسه شنبه یعنی روزقبلش تولدشون بوده . اینجا هم دیگ حلیم و قلور بود . شب گذاشتند که صبح عید غدیر توزیع کنند علی پشت بخار دیگ ...
4 آبان 1392

مامانی و بابایی رفتند کربلا

سه شنبه سی ام مهر ساعت 13:30 حرکت بود به سمت کربلا ... خوشا به سعادت شان ... مامان وبابام ومادر بزرگم راهی کربلا بودند ... دوستان و فامیل برای خداحافظی آمده بودند ترمینال ... وقتی مامانم کنارم نیست (همون تو شهر) خیلی احساس دلتنگی دارم فکر می کنم غریبم ... انشاالله هر چه زودتر صحیح و سالم برگردند . فسقلی ها اینجا هنوزعلی هستا... و کربلایی ها خدا نگهدارتون   ...
4 آبان 1392

علي و دايي

علي با دايي ورزش هاي خطرناكي مي كنه ... به عبارتي از همه جا ميره بالا و حركات ژيمناستيك انجام ميده . دايي هم چون علي را خيلي دوست داره باهش خيلي بازي ميكنه حتي اونو به محل كارش هم ميبره با همه شيطوني هاش بازم دوستش داره . ...
25 شهريور 1392

كنسرت پويا بياتي

  درسا جونم جات خالي ديشب رفتيم كنسرت پويا بياتي . آقاي پويا بياتي ديشب قرار بود بياد شهر ما و چند ترانه اي را اجرا كنه . برنامه زير نظر موسسه عرفان بود و گفت يك ماه ديگه قراره عليرضا روزگار هم بياد اجرا كنه . بعد تلاوت قرآن و سرود ملي ، امير و حميد هاموني چند ترانه اي اجرا كردندو بعد پويا چندين ترانه خوند . علي خيلي اذيت كرد و همش مي گفت بريم ، خوابم مياد . چون دايي و خانومشون ميخواستند برن عروسي ، علي هم گفت من هم ميخوام با دايي برم . دايي هم علي را با خودش برد .اين طوري شد كه چند ترانه آخري را با آرامش تونستيم ببينيم . درسا جونم وقتي ترانه اگه سنگم را خوند خيلي ياد تو كردم و دوست داشتم كنارم باشي و با هم گوش كنيم . چون...
24 شهريور 1392

هنوزم ...

اين آهنگو  ( هنوزم محسن ابراهيم زاده)همسري وقتي براي اولين بار گوش كرده با من تماس گرفت و تقديم من كرد  و گفت برايم يادآور تو بود . ممنونم عزيزم   ...
24 شهريور 1392